یادم نمی‌آید تاکنون بر سر تعیین نامزدهایی که باید برای مجلس شورای اسلامی انتخاب کنم، این قدر وقت گذاشته باشم. حقیقتش همان طور که در روزنوشت قبلی آوردم، این متفاوت بودن فهرستها و فراوانی نامزدهای خوب در این دوره موجب شده است  کسانی که برای رأیشان احساس مسئولیت می‌کنند، دچار نوعی سردرگمی و شاید وسواس شوند و در شناخت خوب و خوبتر و در موضع بدبینانه آن بد و بدتر به تردید بیفتند. البته همین جاست که عقلاً رجوع به کسانی که مرجعیتی - محدود یا فراگیر - دارند، توجیه و توصیه می شود.

به اتکای همین سیصد - چهارصد نفر مخاطب روزانه وبلاگم و به استناد کامنتها و پیامکها و تماسهای کم و زیاد دوستان و همکاران و اقوام برای معرفی نامزدهای اصلح، در این روزنوشت، نامزدهای سی گانه خودم را به اطلاع مخاطبان عزیز آب و آتش می رسانم اما پیش از آن باید بگویم که این فهرست را در حالی تهیه کردم که برای شناسایی و انتخاب آنان بیش از یک هفته کامل وقت گذاشتم. بسیاری را خط زدم و خیلی ها را اضافه کردم. از کسانی که مورد اعتمادم بودند پرس و جو کردم و دلایلشان را برای حذف کردنها و اضافه شدنها خواستم و سر آخر با سختی و دشواری، کسانی را که بسیار برایم عزیز بودند اما در جمع جبری ِ معیارها کمی کمتر از این فهرست کم آورده بودند حذف کردم و خیلی ها را که پیشتر شناختی از آنها نداشتم اما توضیحات و معرفی دوستان باعث شناسایی آنها شد اضافه کردم و حاصل چیزی شد نزدیک به این فهرست. بعدازظهر امروز بود که بنا به قولی که از استاد و برادر بزرگ و راهنمای فکری‌ام «محمد حسین صفار هرندی» گرفته بودم، به او زنگ زدم و در حرم حضرت معصومه "س" پیدایش کردم و از فهرست نامزدهایش پرسیدم.

آقای صفار هرندی گفت: اگر دوستان پایداری کمی بیشتر همراهی می کردند و در تصمیم گیریهای جبهه متحد شریک می شدند، شاید فهرست نهایی چیزی می شد شبیه آنچه که در این یکی دو روز اخیر با عنوان «اصولگرایان اصلح» در برخی پایگاههای اینترنتی و رسانه ها انعکاس یافته است؛ فهرستی که حاصل تلاش و کار فکری عده ای از خودیهای دلسوزی است که کوشیده اند همه ذائقه ها را با رعایت معیارهای اساسی و اصولی انقلاب و نیازهای قوه مقننه پوشش دهند و بیش از همه و پیش از هر چیز خدا را در نظر بگیرند .

صفار هرندی تأکید کرد: من شخصاً مناسبترین فهرست را همین فهرست «اصولگرایان اصلح» می دانم و به همین فهرست رأی می دهم و البته اضافه کرد که نام یکی دو نفر را که شناخت مناسبی از آنان ندارم حذف کرده ام و مثلاً نام شخصیتی چون آقای «محمود فرشیدی» را اضافه کرده ام و توصیه می کنم که شما هم حتماً نام آقای فرشیدی را به فهرست خود اضافه کنید.

بعد از این تماس تلفنی، وقتی به فهرست سی نفره نامزدهایی که پس از بررسی های بسیار به آن رسیده بودم را با فهرست پیشنهادی آقای صفار هرندی مقایسه کردم، دیدم در 26 نامزد کاملاً مشترک هستند! که بر اساس این توصیه، نام یکی دو نفر دیگر را هم من تغییر دادم و محصول نهایی همینی شده است که در ذیل می آید.

بنابر این در اینجا به دوستانی که مناسبترین فهرست را درخواست می کردند، فهرست سی نفره «اصولگرایان اصلح» را پیشنهاد می کنم که می توانند آن را با توضیحات کامل در اینجا ملاحظه کنند. با این حال، از آنجا که رهبر عزیز انقلاب در نمازجمعه دهه فجر امسال و امام خمینی در توصیه های مکررشان بر تشخیص اولیه خود افراد تأکید کرده اند، قاعدتاً هر کس می‌تواند در صورت شناخت، نام یکی دو نفر را حذف یا اضافه کند. در داخل پرانتز، گروههایی که از نامزدهای منتخب من حمایت کرده اند را ذکر کرده ام.

1- حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی ( اصولگرایان اصلح، پایداری).

2- حجت الاسلام سید محمد حسن ابوترابی فرد (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

3- محمد حسین استاد آقا (پایداری).

4- خانم زهره الهیان (اصولگرایان اصلح ، جبهه متحد).

5- خانم الهام امین زاده (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

6- دکتر احمد توکلی (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

7- فرهاد جوانمردی (پایداری).

8- دکتر غلامعلی حداد عادل (اصولگرایان اصلح، پایداری، جبهه متحد).

9- حجت الاسلام روح الله حسینیان ( اصولگرایان اصلح، پایداری).

10- مجتبی رحماندوست (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

11- حجت الاسلام حمید رسایی ( پایداری).

12- حجت الاسلام قاسم روانبخش ( پایداری).

13- خانم فاطمه رهبر (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

14- علی اصغر زارعی (اصولگرایان اصلح، پایداری).

15-علیرضا زاکانی (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

16- پرویز سروری ( اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

17- ناصر سقای بی ریا (پایداری).

18- مهندس محمد سلیمانی (اصولگرایان اصلح، پایداری).

19- خانم زهره طبیب زاده نوری (اصولگرایان اصلح، پایداری).

20- حسین فدایی آشیانی ( اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

21- محمود فرشیدی (جبهه متحد).

22- اسماعیل کوثری (اصولگرایان اصلح، پایداری، جبهه متحد).

23-دکتر سید علیرضا مرندی (اصولگرایان اصلح، پایداری، جبهه متحد).

24- حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

25- حسین مظفر (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

26- سید مسعود میرکاظمی (اصولگرایان اصلح، پایداری، جبهه متحد).

27- الیاس نادران (اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

28- حجت الاسلام سید محمود نبویان ( اصولگرایان اصلح، پایداری).

29- دکتر حسین نجابت ( اصولگرایان اصلح، جبهه متحد).

30- سید مهدی هاشمی (اصولگرایان اصلح، پایداری).

 

چند توصیه برادرانه:

یک - رهبر عزیز انقلاب همیشه توصیه کرده اند که در روز رأی گیری سعی کنید در نخستین ساعات روز رأی دهید و مصداقِ «فاستبقوا الخیرات» باشید. راستش را بخواهید من خودم فکر می کنم نکند در انجام این عمل بزرگ عبادی - سیاسی تأخیر کنم و در همین حال مرگم فرا رسد و این توفیق از من سلب شود. پس صبح زود در پای صندوقهای رأی باشید.

دو - سعی کنید خانوادگی و بخصوص با حضور فرزندان کوچکتان در پای صندوقها حاضر شوید. من همیشه رأی خودم را به یکی از دخترانم و همسرم به دختر دیگرمان داده است تا در صندوق بیندازد. شما هم همین کار را کنید.

سه - رأی دادن یک عمل عبادی بزرگ هم محسوب می شود ، پس چه بهتر که قصد قربت هم بکنیم و در مسجد و با وضو باشیم.

چهار- توصیه اکید می کنم که حتماً به همه سی نفر حق خود رأی بدهید. می دانم که این کار، هم کمی وقت گیر است و هم شناسایی هر سی نفرشان کاری سخت است. اما به این فکر کنید که با خالی گذاشتن حتی یک گزینه، فضا را برای کسانی که اصلاً آنها را نمی پسندید باز گذاشته اید و اگر چنین شود، باید به جای افسوس خوردن خودمان را ملامت کنیم و بس.

پنج- نام خانوادگی ِ بسیاری از نامزدها ( حتی در میان فهرستهایی که برای مقابله ایجاد شده مثلاً جبهه ایستادگی، با نام خانوادگی افراد مشهور و خوشنام مشابهت دارد و طبق قانون اگر به نام خانوادگی اکتفا کنید، مثلاً همه «سلیمانی» ها بین مهندس محمد سلیمانی وزیر سابق ارتباطات با سلیمانی ِ جبهه ایستادگی که نام کوچکش فرزاد است ، تقسیم می شود و این ظلم بزرگی به چنین شخصیت ارزشمندی است. یادتان باشد حتماً حتماً نام کوچک را بخصوص برای آنها که می دانید ممکن است مشابه داشته باشد ذکر کنید. این تذکر خیلی مهم است ها!

 

پ. ن 1: به نظرم هیچ اشکالی ندارد که در این ماجرا و از باب «نهی از منکر» هم که شده است، صریحاً در پاسخ به درخواست دوستان و مراجعانتان از نامزدهایی که در جریان فتنه و انحراف، همراهی و یا سستی و سکوت کردند اعلام برائت و آنها را از رأی دادن به آنها نهی کنید. حتی فکر می کنم این کار ثواب هم داشته باشد. اگر کسی از من اسامی این افراد را بپرسد صریحاً با نام و مشخصات اسم می برم!

 

پ. ن2: یک بار دیگر هم گفته ام و این بار تصریح می کنم که محیط تحریریه کیهان، یکی از آزادترین فضاهای تحریریه های روزنامه های کشور است. برای آن دلایل زیادی دارم و حاضرم با سند اثبات کنم که چنین است. از همین روست که در این مدت، نتوانستم در محیط تحریریه روزنامه و حتی در مشورت با بزرگان کیهان به یک فهرست واحد برسم و در نتیجه خودم از اینجا و آنجا و پرس و جو از این و آن و سبک - سنگین کردن وزن آدمها و نامزدها در مقایسه با معیارهای ضروری این مسئولیت، به فهرست فعلی رسیده ام. در یک کلام: این فهرست هیچ ربطی به کیهان و کیهانی بودن من ندارد!

 

مرتبط:

- خوان هشتم که شنیدید به راه افتاده است...

 

سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

 این ترانه ... بوی «نان» ... نمی‌دهد 
  بوی «حرف دیگران»...  نمی‌دهد
  سفرهء دلم ...  دوباره ... باز شد
  سفره‌ای که... بوی نان ...  نمی‌دهد!

 

 

سعی کنید مثل مرحوم مدرس را انتخاب کنید، البته مثل مدرس که به این زودی‌ها پیدا نمی‌شود، شاید آحادی مثل مدرس باشند.

امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه»

دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

درست چهار سال پیش، در آستانه انتخابات مجلس هشتم مطلبی در کیهان و سپس در وبلاگ نوشتم و در آن تأکید کردم که در این انتخابات بر خلاف همیشه می خواهم ادا واصولهای روشنفکری را کنار بگذارم و لیستی رأی بدهم و دلایلم را هم ذکر کرده بودم که می توانید آن را در اینجا بخوانید.

اما این بار ، شرایط با آن زمان تفاوت می‌کند. اولاً اصولگرایان ما با یک فهرست به میدان نیامده اند و طبیعتاً و خواهی نخواهی تشتتی را در آرای خودیها شاهد خواهیم بود، ثانیاً ماجراهای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و حوادث تلخی که اصلاح طلبان و مشخصاً آن بخش از جنبش سبزیهایی که از بیگانگان دستور می گرفتند یا حداقل بر طبق دل آنها عمل کردند و بارها از جانب اسرائیل و آمریکا و رضا پهلوی و عبدالمالک ریگی و بهاییان و ... مورد تقدیر و تشکر قرار گرفتند، آفریدند باعث شده است که اصلاح طلبان با کاهش بیشتر اقبال عمومی مواجه شوند و با همه عِده و عُده خود در این انتخابات حاضر نشوند و آن را تحریم کنند و آنها هم که حاضر شده اند عقلای اصلاح طلب هستند که حضورشان در مجلس ضرری آنچنانی محسوب نمی شود و حداقل از بسیاری از اصولگرانمایانی که در مجلس بودند کارنامه مطلوبتری دارند و در کل، انتخاب یک فهرست از فهرستهای منتسب به اصولگرایان نه فایده ای دارد و نه ضروری به نظر می رسد .

از سوی دیگر اگر در بیانات و رهنمودهای امام خمینی جست و جویی اجمالی داشته باشیم ، به نکته جالبی می رسیم و آن اینکه اگر در رأی دادنها ، همه نظری داشتند و شما نظر دیگری ، موظفید به آنچه به آن رسیده اید عمل کنید. همین بیان را رهبر عزیز انقلاب نیز فکر می کنم یکی دو بار مطرح کرده باشند اما مشخصاً در خطبه های نماز جمعه دهه فجر امسال با صراحت فرمودند که :

- مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را میشناسند، طبق تشخیص خودشان «حتماً» عمل کنند؛ «اگر نمیشناسند»، از افراد بصیر و متدین در گزینشهاى انتخاباتى استفاده کنند.

در حقیقت تأکید اولیه ایشان بر این است که مردم خودشان بگردند و «اصلح» را انتخاب کنند و اگر به نتیجه نرسیدند به افراد «بصیر» و «متدین» مراجعه کنند و بر اساس شناخت این کارشناسان و با حجت قرار دادنشان، رأی خود را به صندوقها بریزند. بنابر این من به لطف خداوند در این دوره، با بررسی عملکرد و خروجی نامزدهایی که پیشتر نماینده بوده اند یا مسئولیتی داشته اند از همه فهرستهای اصولگرا و غیر اصولگرا و بخصوص در میان فهرست نامزدهای جبهه متحد و جبهه پایداری و بالاخص در میان نامزدهای جبهه پایداری ( که آنها را در مجموع نیروهای سالمتر، انقلابی تر و ولایی تری می دانم) انتخاب خواهم کرد و چون تأکید اکید دارم که حتماً نام 30 نفر را در برگه خود بنویسم، اگر احتمالاً تعداد کسانی که صلاحیتشان برای شخص خودم احراز نشده به این تعداد نرسد، از میان نامزدهای باقیمانده و در حقیقت از میان «بد» و «بدتر» ، بدها را انتخاب می کنم و در برگه خود می نویسم.

برخی از دوستان و اقوام که به من لطف دارند و به اشتباه مرا مرجع تشخیص خود انتخاب کرده اند، خواسته اند  نام سی نفری را که در برگه می نویسم در آب و آتش بیاورم. اگر فشارها زیاد شود! شاید این کار را کردم و از این مختصر آبرویی که خداوند متعال به من داده است برای روشنگری استفاده کنم البته هنوز به این نتیجه نرسیده ام !

پانوشت مهم : این روزها شنیدن خبر بازداشت و زندانی شدن «محمد سعید ذاکری» مسئول صفحه سیاسی هفته نامه نه دی به دلیل نوشتن مطلبی انتقادی از آقای علی لاریجانی بشدت مرا نگران کرده است؛ نگران نه به خاطر خود آقای ذاکری که فردی بشدت انقلابی و متدین و اصولگراست؛ نگرانی از اینکه می بینم طی یکی دو سال اخیر، اکثر کسانی که در میان وبلاگ نویسان خودی، دادگاهی یا بازداشت شده اند و وبلاگشان نه فیلتر؛ که از ریشه حذف شده است، کسانی هستند که به نحوی، انتقادی - درست یا غلط - از آقای علی لاریجانی کرده اند و نگرانی من برای خود آقای لاریجانی است که نکند این رفتار ایشان باعث شود که تصور عمومی خواص و نخبگان و اهل فکر و اندیشه درباره ایشان این شود که  اگر روزی خدای نکرده ایشان به منصبی بالاتر از ریاست مجلس برسند، فضای کشور آنچنان دچار خفقان و سانسور شود که هیچ کس نتواند کوچکترین انتقادی به ایشان بکند چرا که هر کس بخواهد انتقادی ولو تلویحی به ایشان داشته باشد و تصور کند باید خود را در آستانه زندانی شدن و بازداشت ببیند! و آرزوی آزادی دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، آرزویی دست نیافتنی باشد که هر کس در هر مجله و روزنامه علاوه بر انتقاد ، بتواند به او توهین و هجو و متلک و حتی فحاشی هم بکند و آب از آب تکان نخورد و حتی علیه او و در دوران ریاست جمهوری او ، چندین فیلم سینمایی در تمسخر او ساخته شود و آن فیلمها در بهترین فصل سینمایی هم اکران شود ( گفته می شود فیلم توهین آمیز «تلفن همراه رئیس جمهور» قرار  است در اکران نوروزی امسال در سینماها به نمایش در آید). این نگرانی زمانی بیشتر می شود که ریاست قوه قضاییه به عهده برادر آقای علی لاریجانی است و ممکن است در اذهان عمومی این تصور پیش آید که هماهنگی مشخصی بین دو برادر وجود دارد که هر انتقادی از علی آقا می شود، فوراً توسط آقا صادق احضار می شود؛ اتفاقی که پیشتر به هیج وجه در جمهوری اسلامی سابقه نداشت. به همین دلیل می خواهم در همین جا از آقای لاریجانی ( علی آقاشون!) در خواست کنم فوراً به اخوی دستور دهند ( یا خواهش کنند!) که به بازداشت نویسنده خوش سابقه و جوان هفته نامه نه دی پایان دهند و اجازه دهند فضای نقد و نقادی و روشنگری (حتی اگر در نقادی اشتباهی صورت گرفته باشد) در این کشور پایدار باقی بماند. با این حال اگر با نوشتن همین دو سه کلمه انتقاد ملایم از آقای علی لاریجانی، درِ این وبلاگ هم تخته شد، همین جا از همه دوستان و مخاطبان آب و آتش خداحافظی می کنم و امیدوارم که قصورهایم را ببخشند!

* این روزنوشت را مدتی است در دستور نوشتن داشتم اما اختلالات بی موقع و اعصاب خرد کن اینترنتی اخیر باعث شد  نوشتن آن به تأخیر افتد و حالا مواجه شده ام با دعوت برادر و دوست عزیزم «وحید اشتری» برای نوشتن مطلبی در همین باره که امیدوارم این روزنوشت را پاسخی به دعوت خودش تلقی کند.

جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

در جریان انتخابات مجلس نهم، اگر از اصولگرایان یا اصولگرانمایانی که سه چهار نفری برای خودشان فهرستهای بیست - سی نفره ارائه کرده اند بگذریم ، دو فهرست معتبر و قابل اعتنا را مشاهده می کنیم که یکی متعلق است به دوستان جبهه پایداری انقلاب اسلامی که حضرت آیت الله مصباح یزدی را به عنوان استاد و راهنما و مشوق خود اعلام کرده اند و یکی هم جبهه متحد اصولگرایان که حضرت آیت الله مهدوی کنی را. و ظاهراً طرفداران هر دو فهرست هم کوتاه بیا نیستند.

  

سؤالی که در این زمینه برای من پیش آمده است و دوست دارم طرفداران هر دو گروه به آن پاسخ دهند این است که فرض کنید که حضرت آقای مصباح - به هر دلیل- در روزهای آتی به این نتیجه رسیدند که اعضای جبهه پایداری عیناً به فهرست جبهه متحد اصولگرایان رأی دهند و باز هم فرض کنید که حضرت آقای مهدوی با ملاحظه برخی مسائل از طرفدارانشان خواستند که همگی عیناً به تک تک سی نفر نامزدهای فهرست جبهه پایداری رأی دهند.

 

آیا طرفداران جبهه متحد و هواداران جبهه پایداری به این نظر استاد و راهنما و مشوق خود عمل خواهند کرد یا نه ؟

از همه کسانی که پاسخ می دهند پیشاپیش سپاسگزارم.

جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()